![]() | ![]() |
| شهيد سهراب اعرابي | مادر شهيد سهراب اعرابي |
| سهراب اعرابي 19 ساله سال آخر دبيرستان و آماده براي امتحان كنكور در اعتراضات دهمين دوره رياست جمهوري در 30 خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل مي شود . بعد از پيگيريهاي پي در پي خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است, مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود, با وجود اين كه اين مادر مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و ميگويند صبر كن آزاد ميشود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است, خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند........ فيلمي از مادر سهراب اعرابي در جلوي اوين كه عكس فرزندش را به يكي از زندانيان آزاد شده نشان ميدهد و از او سراغ فرزندش را ميگيرد ضميمه است . | |
۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه
سهراب اعرابي 19 ساله در زندان اوين زير شكنجه به شهادت رسيد
ندا را که نکشته ايد (!)، بفرمائيد با مهسا چه کرده ايد؟*
يکی از خبرنگاران که نمی خواهد نامش فاش شود از ايران گزارش داده است که از
وضعيت مهسا امرآبادی، خبرنگار پر تلاش روزنامه ی اعتماد ملی در زندان های حکومت
اسلامی بسر می برد، خبری در دست نيست.
داستان از اين قرار است که پليس امنيت تهران برای دستگيری مسعود باستانی، همسر
مهسا، که خود يکی از خبرنگاران سرشناس ايران است، به خانه ی آنها يورش برد، و
پس از آنکه معلوم شد مسعود باستانی در منزل نيست، مهسا را که باردار هم هست،
به همراه دو تن ميهمانشان، «بهزاد باشو»، کاريکاتوريست روزنامه ی سرمايه، و يک
شهروند ديگر، دستگير و به زندان بردند.
مسعود باستانی که برای انجام کاری از خانه خارج شده بود، پس از بازگشت و با
شنيدن خبر دستگيری همسرش بلافاصله به پليس امنيت و دادگاه انقلاب مراجعه کرده و
ضمن معرفی خود جويای همسرش می شود. اما آن ها ضمن بی اطلاعی از مهسا نه تنها از
بازداشت او خودداری می کنند بلکه وجود هر گونه پيگردی در مورد او را تکذيب می
کنند.
با اين همه، در بار دومی که باستانی به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و از همسرش
سراغ می گيرد او را هم دستگير و زندانی می کنند.
در حال حاضر هيچ کس از وضعيت مهسا خبری ندارد و معلوم نيست که اين زن باردار در
چه شرايطی و در کدام زندانی به سر می برد
۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه
مشهد نيز در قيام 18 تير به پاخاست
مزدوران و ماموران سركوبگر نظام در اين تظاهرات حدود 40 نفر را دستگير كردند , آنها باطوم هاي بزرگي داشته و مسلح و آماده شليك بودند ، سه الي چهار ون از دستگير شدگان پر شد .
بنا بر اين خبر مزدوران سركوبگر ,مردم را با باطوم برقي به طرز وحشيانه اي مورد ضرب و شتم قرار ميدادند .نزديك حرم حضرت رضا نيز بسيار شلوغ گزارش شده است , در اين محل صدها نفر جمع شده بودند كه نيروهاي مزدور و وحشي نظام مانع تجمع آنها ميشدند .
تهران امروز هم در تسخير مردم و جوانان آزاديخواه بود
![]() | |
| تسخير تهران توسط مردم و جوانان | |
| دهمين سالگرد حادثه 18 تير و حمله به كوي دانشگاه تهران، به صورت عمومي برگزار شد. در اين مراسم مردم معترض تهران از جاي جاي اين شهر به سمت ميدان انقلاب حركت كردند كه اين حركت اعتراضي با شعارهاي : مرگ بر ديكتاتور ، ايراني مي ميرد ذلت نمي پذيرد و شعار شهيد راه ايران راهت ادامه دارد ادامه يافت . جوانان به همراه سالخوردگان اعم از زن و مرد در اين مراسم اعتراضي شركت كردند و دوش به دوش هم قدرت نظام اسلامي را به چالش كشيدند. اين مراسم در مركز شهر تهران به اوج خود رسيد به طوري كه با نزديك شدن به ساعت 16، ساعت اعلام شده براي آغاز مراسم، به تعداد حاضرين و البته نيروهاي مجهز امنيتي افزوده مي شد. قريب به 30 دستگاه اتوبوس كه نيروهاي يگان ويژه را به محل ميدان انقلاب انتقال مي داد مشاهده شد كه اين امر هراس نظام را از هرگونه مراسم اعتراضي نشان مي دهد. در خيابان هاي اطراف انقلاب، جوانان پر شور و سالخوردگان با تجربه دست در دست يكديگر شعار مرگ بر ديكتاتور سر مي دادند. نيروهاي يگان ويژه با شليك گاز اشك آور و پرتاب سنگ سعي در متفرق كردن مردم را داشت كه در رسيدن به هدف خود ناكام ماند و مردم ساعاتي چند به حركت اعتراضي خود ادامه دادند. در چهارراه وليعصر تعداد زيادي ون هاي امنيتي مستقر شده بود و مردمي كه بازداشت مي شدند را به زور در انها جاي مي دادند، از نكات قابل توجه اينكه زن يا مرد بودن معترضين براي مامورين امنيتي اهميتي نداشت و به فجيع ترين شكل ممكن با آنها برخورد مي كردند. در اين بين حضور نيروهاي سپاهي از سنين مختلف قابل توجه بود و اينكه اين افراد به تجهيزات نظامي و انواع سلاح هاي سرد و گرم مجهز بودند و با موتورهاي سنگين خود به مردم پياده حمله مي كردند. در محدوده خيابان جمهوري حدفاصل خيابان نواب تا ميدان بهارستان بر سر هر كوچه و خيابان حداقل 6 نفر از نيروهاي سپاه حضور داشتند و به افرادي كه مشكوك مي شدند، حمله كرده و موبايل هاي آنان را چك مي كردند. گفتني است در ميان تظاهر كنندگان از هر نوع شهروندي ديده مي شد... فقير، غني، بزرگ و كوچك و زن و مرد، همه يك صدا فرياد مرگ بر ديكتاتور سر مي دادند. | |
درگيري در خيابان ولي عصر و آتش سوزي وسط خيابان
![]() | |
| آتش سوزي وسط خيابان | |
| در ادامه ناآرامي ها در تهران، در حاليكه ماموران از رفتن مردم به سمت ميدان انقلاب جلوگيري مي كنند، مردم از چهار راه ولي عصر به سمت ميدان ولي عصر مي روند. پس از تجمع مردم در ميدان ولي عصر و نرسيده به ميدان، ماموران با گاز اشك آور فلفل قصد پراكنده كردن مردم را داشتند كه تعدادي از افراد با كشاندن چند كارتن و وسايل به وسط خيابان، آتش بزرگي درست كردند. ماموران يگان ويژه و سپاه و بسيج در حال ضرب و شتم مردم هستند اما تجمع ها همچنان ادامه دارد. در دست بسياري از ماموران نيروي انتظامي اسلحه گرم است و برخي از ماموران براي جلوگيري از شناخته شدن، با ماسك صورتشان را پوشانده اند. | |
PETITION FOR IRAN PRESIDENT ELECTION
با امضاء این بیانیه و ارسال آن به جهانیان، در مسیر دفاع و پاسداشت از حقوق انسانی هموطنانمان خاموش ننشینیم.
By signing and forwarding this statement to all those who believe in the sanctity of our rights, participate in the protection of The human rights of our countrymen.
سازمان ملل متهد
به حضور محترم جناب بان کی. مون، دبیر کل سازمان ملل متهد
عالی. جناب
تظاهرات صلح طلبانه و غیرخشن شهروندان ایرانی.، از تاریخ ۱۳ ژوئن، توسط کارگزاران جمهوری اسلامی ایران شدیدا مورد سرکوب واقع شده اند. بسیاری کشته و هزاران نفر توسط جمهوری اسلامی به خاطر این تظاهرات صلح طلبانه دستگیر شده اند. حتا کودکان و تماشاگران از گزند این سرکوب ها مصون نبوده اند.
در تاریخ ۱۲ ژوئن وزارت کشور جمهوری اسلامی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کرد. به نحو عجیبی. ساعتی. چند پس از بسته شدن حوزه.های انتخاباتی، محمود احمدی نژاد توسط دولت برنده اعلام گردید. میلیون.ها ایرانی که به کاندیدا.های مخالف، آقایان کروبی و موسوی، رای داده بودند جهت اعتراض به نحوه اعلام نتایج انتخاباتی به راهپیمایی مسالمت آمیز پرداختند. آنها همگی. تقاضای ابطال انتخابات را داشتند. تظاهر کنندگان پیر و جوان در شهر.های مختلف ایران به نحوی خود انگیخته و صلح آمیز در راه پیمایی.ها شرکت کردند. همه تظاهرات مسالمت آمیز بودند، تا زمانی. که چماق داران رژیم، که بار.ها توسط دولت برای ایجاد رعب و وحشت، و مشروعیت دادن به اجرای قوانینی سرکوبگر مورد استفاده قرار گرفته اند، وارد میدان شدند. این الواط، حتا وارد خوابگاه.های دانشجویان در دانشگاه.های تهران، شیراز و اصفهان شدند و دانشجویان را مورد رفتاری توهین آمیز و بی. رحمانه قرار دادند. ارتباطات تلفنی و خبر رسانی سانسور شده اند. رسانه.های الکترونیکی، وب سایت ها، پیامک فرست ها، و موبایل.ها همگی. بلوکه شده اند. روزنامه.های داخلی. قادر به انتشار خبر.های درست که صد.ها هزار ایرانی. و رسانه.های خارجی. شاهد اند، نبوده اند. شهروندان ایرانی. مورد ضرب و شتم و بازجویی. . . بی. دلیل قرار گرفته اند.
با توجه به اوضاع کنونی ایران، ما از سازمان ملل متحد تقاضا داریم که منطبق با منشور اعلامیه حقوق بشر، که دولت ما از امضا کنندگان آن است، به اجرای اصول برشمرده زیر هرچه سریع تر اقدام نماید:
ا) رسیدگی به نقض دولتی تبصره ۵ و تبصره ۹ منشور همگانی حقوق بشر توسط دولت جمهوری اسلامی ایران (هیچ فردی نباید مورد آزار، شکنجه و رفتار غیر انسانی.، توهین آمیز و بی. رحمانه قرار گیرد؛ هیچ فردی نباید مورد دستگیری اختیاری، زندان دلبخواهی و بدون مقررات و یا تبعید واقع شود.) لیست دستگیر شده گان توسط جمهوری اسلامی از تاریخ ۱۳ ژوئن باید اعلام گردد.
ب) محکومیت جمهوری اسلامی ایران جهت نقض اصل ۲۰ آن منشور (حق آزادی تجمع و گرد همایی مسالمت آمیز.)
ج) تشکیل هیئت مستقلی جهت رسیدگی به تخلفات انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران در نقض تبصره ۲۱ آن منشور (۱-همه افراد حق شرکت در حکومت کشور خود را، مستقیم و یا از طریق نمایندگان خود، دارند. ۲- همه افراد حق دسترسی. برابر به خدمات عمومی. کشور خود را دارند. ۳-اراده مردم اساس اتوریته دولت هاست، و این اراده از طریق انتخابات راستین و دوره ای که متکی. بر آرای همگانی و عمومی. بوده و به نحو پنهانی. و بر اساس مقررات و ضوابط آزاد و قانونی است، بیان میشود.)
د) تقاضای جریان اندازی آزادانه اطلاعات از دولت ایران و درخواست احترام به حقوق آزادانه شهروندان ایرانی. برای بیان و برای دیدگاه.های خود مطابق با تبصره ۱۹ آن منشور (همه افراد حق آزادی عقیده و بیان دارند؛ این حق شامل آزادی داشتن دیدگاه.ها بدون مداخله و یا برای تفتیش، دریافت و آشکار کردن اطلاعات از طریق رسانه.ها علیرغم وجود مرز.ها است.)
ه) درخواست از جمهوری اسلامی ایران برای پاسداشت حقوق برابر شهروندان در مقابل قانون علیرغم دیدگاه.های سیاسی آن.ها منطبق با تبصره ۷ منشور اعلامیه حقوق بشر آن سازمان.
بنیاد آینه
داریوش اقبالی
By signing and forwarding this statement to all those who believe in the sanctity of our rights, participate in the protection of The human rights of our countrymen.
The United Nations
To The Secretary General of the United Nations, Ban Ki-Moon,
Your Excellency
Peaceful and non-violent demonstrations by the citizens of Iran, since 13 June till 29 June 2009, protesting the results of the recent presidential elections, have been brutally suppressed by government agencies. a lots of people have been reportedly killed and thousands detained by the Islamic Republic of Iran for demonstrating peacefully. Even children, who were bystanders, were not spared.
On 12 June 2009 the Ministry of Interior held the 10th Presidential Elections of Iran. Strangely, within hours of the closing of polling stations, the incumbent, Mahmoud Ahmadinejad, was announced president. Millions of Iranians who had voted, advocated and petitioned for the leaders of the opposition, Mehdi Karroubi and Mirhossein Mousavi, took to the streets in the next five days to show their dissatisfaction with the announced election results, claming it was rigged. They were all calling for re-elections.
Spontaneous and peaceful protests broke out throughout the country and citizens of all ages participated. Demonstrations were peaceful till disrupted by hired hooligans of the government, who have been repeatedly used on earlier occasions by the Iranian regime to strike fear among dissidents and to justify tougher law enforcement. These hooligans even entered student dormitories in Tehran, Shiraz and Esfahan universities. Communication and information links have been censored. Electronic media used by the protestors were blocked or filtered, like websites, weblogs, and text messaging on telephone networks. Local newspapers have not been able to give accurate information, which has been witnessed by hundreds of thousands of Iranian and the press all over the world. Citizens are being harassed and subjected to searches after dark for no reason.
In light of the current situation, we appeal to the UN to honor the Universal Declaration of Human Rights, to which the government of Iran is a party, by:
A. Calling for an investigation of the violation of ARTICLE 5 and ARTICLE 9 of the Universal Declaration of Human Rights. (No one shall be subjected to torture or to cruel, inhuman or degrading treatment or punishment; No one shall be subjected to arbitrary arrest, detention or exile) by the Islamic Republic of Iran by giving a list of those detained since 13 June 2009 and procedures followed to protect their rights.
B. Holding accountable the Islamic Republic of Iran for violation of ARTICLE 20 [Everyone has the right to freedom of peaceful assembly and association].
C. Holding an Indepent investigation into the rigging of elections on 12 June 2009 by the Islamic Republic of Iran under ARTICLE 21 [(1) Everyone has the right to take part in the government of his country, directly or through freely chosen representatives. (2) Everyone has the right of equal access to public service in his country. (3) The will of the people shall be the basis of the authority of government; this will shall be expressed in periodic and genuine elections which shall be by universal and equal suffrage and shall be held by secret vote or by equivalent free voting procedures.]
D. Calling to allow the free-flow of information by respecting the right of citizens to freedom of expression and opinion foreseen in ARTICLE 19 [Everyone has the right to freedom of opinion and expression; this right includes freedom to hold opinions without interference and to seek, receive and impart information and ideas through any media and regardless of frontiers].
E. Asking the Islamic Republic of Iran to provide equal protection of the law to all its citizens regardeless of political affiliation, according to ARTICLE 7.
Ayeneh Foundation
Dariush Eghbali
Sincerely,
Sign Here
P.O BOX 16490 ENCINO, CA 90404 USA
FAX: 818-827-3002
www.ayeneh.org
------------
www.Dariush2000.com
www.DariushEghbali.com
انتقال بازداشت شدگان در سعادت آباد با نيسان!
به گزارش خبرنگارآژانس ايران خبر ، ماموران سپاه و بسيج در اقدامي، حدود بيست نفر از مردم بازداشت شده را همراه با ضرب و شتم پشت نيسان انداختند و به پايگاه منتقل كردند. هنوز اطلاعي از محل دقيق انتقال اين افراد در دست نيست.
۱۳۸۸/۴/۱۸
نام شبکه شاما سرقت شده و ایمیل های ارسالی از سوی آن، ربطی به شاما ندارد
به گزارش قلم نیوز، طی روزهای اخیر فرد یا افرادی ناشناس با سرقت نام شبکه جذب آرا ملت ایران (شاما) که از 22 خرداد به بعد تعطیل شده است، مبادرت به ارسال ایمیل برای برخی هموطنان میکنند. بدین وسیله به اطلاع عموم می رساند که این ایمیلها هیچ ربطی به شبکه مذکور نداشته است.
همانطور که پیشتر هم عنوان شده بود، هموطنان عزیز میتوانند از اخبار مربوط به دفتر مهندس موسوی از طریق سایت قلم آگاه شوند.
۱۳۸۸ تیر ۱۳, شنبه
اسامي تعدادي از شهداي قيام مردمي
![]() | |
| تصوير يك شهيد | |
| اسامي تعدادي از شهداي قيام مردمي كه در بهشت زهرا خاكسپاري شده اند به قرار زير ميباشند: 1.محمد حسين برزگر 25 ساله ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير به شهادت رسيد و در يكشنبه 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شد 2- سيد رضا طباطبايي 30 ساله ليسانس حسابداري ، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در 30 خرداد در خيابان آذربايجان به شهادت رسيد و چهارشنبه 3تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شد. 3- ايمان هاشمي 27 ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه 30 خرداد در خيابان آزادي به شهادت رسيد و چهارشنبه 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد. 4- پريسا كلي 25 ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه 31 خرداد در بلوار كشاورز به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد 5- محسن حدادي 24 ساله طراح برنامه هاي كامپيوتري شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشاني در خيابان نصرت به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شد. 6- محمد نيكزادي 22 ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه 26 خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك به شهادت رسيد و شنبه 30 خرداد در قطعه 257 به خاك سپرده شد. 7- علي شاهدي 24 ساله بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري در تهرانپارس يكشنبه 31 خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتري به شهادت رسيد پزشكي قانوني علت مرگ وي را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسيده وي 4 تيردر قطعه 257 به خاك سپرده شد. 8- واحد اكبري 34 ساله شغل ازاد و متاهل داراي يك دختر 3 ساله در شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شد. 9- ابوالفضل عبدالهي 21 ساله فوق ديپلم برق 30 خرداد در مقابل دانشگاه صنعتي شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سربه شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شد. 10- سالار طهماسبي 27 ساله دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت شنبه 30 خرداد در خيابان جمهوري به دليل اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيد ودوشنبه 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شد. 11- فهيمه سلحشور 25 ساله ديپلم يكشنبه 24 خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي در ميدان ولي عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيد و 27 خرداد در قطعه 266 به خاك سپرده شد. 12- وحيد رضا طباطبايي 29 ساله ليسانس زبان انگليسي چهارشنبه 3 تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر به شهادت رسيد و 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شد. | |
لحظاتي پيش صادر شد بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
پيشنهاد وزير دادگستري پيشين کانادا: محاکمه احمدينژاد در دادگاه بينالمللي
![]() | |
| احمدي نژاد | |
| سايت راديو آلمان 2 ژولاي 2009 - وزير پيشين دادگستري کانادا در نشست شوراي هماهنگي سازمانهاي غيردولتي آلمان خواستار ممنوعيت سفر خارجي براي محمود احمدينژاد و محاکمه وي در ديوانعالي بينالمللي شد. وي برخورد با احمدينژاد را وظيفه کشورهاي دموکرات دانست. پروفسور ايروين کوتلر، وزير دادگستري پيشين و نماينده فعلي مجلس کانادا، در جمع اعضاي شوراي هماهنگي سازمانهاي غير دولتي گفت: ”براي جلوگيري از کشتار مردم و مقابله با فرهنگ نفرتي که احمدينژاد دائما با فراخوان به نابودي اسرائيل رواج ميدهد، بايد به صورت جدي اقدام کرد.“ | |
کشف مرکز ساماندهی گارد ویژه برای سرکوب مردم
| مرکز راهنمایی ورانندگی تهران بزرگ | |
| با پی جویی های خبرنگار آژانس ايران خبر یکی از مراکز اصلی سامان دهی گارد ویژه برای سرکوب اعتراضات مردم شناسایی شد.مرکز راهنمایی ورانندگی تهران بزرگ در طول هفته های اخیر یکی از مراکز اصلی تجمع وسامان دهی گارد ویژه برای سرکوب مردم بود.مرکز راهنمایی ورانندگی تهران با توجه به پوشش اسمی وغلط انداز ونزدیکی به مرکز اصلی تجمعات اعتراضی مردم تهران یعنی میدان انقلاب وخیابان آزادی از سوی نیروهای امنیتی برای چنین امری پیش بینی ودر نظر گرفته شد.این مرکز با توجه به حفاظ های ویژه وظرفیت بالای پذیرش نیروی انسانی وخودرو , محل اسکان وسامان دهی نیروهای گارد ویژه در هفته های اخیر بود.مرکز راهنمایی ورانندگی تهران بزرگ در خیابان آزادی و بعد از تقاطع نواب آزادی در نزدیک ترین فاصله به میدان انقلاب قرار دارد.با توجه به عدم وظیفه ی این نهاد در سرکوب های خیابانی از سوی مقامات برای فریب دادن وگمراهی مردم از این مرکز برای سرکوب استفاده گردید. | |
۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه
شبه نظاميان بسيجي ايران به مخالفان حمله ميكنند
بسيج در سالهاي بعد به مجريان جمهوري اسلامي تبديل شده است, و آنها را به سركوب اعتراضها و نظارت بر رفتار و لباس متهم ميكنند.
محسن جواني, يك دانشجو از تهران گفت كه از بعد از شروع تظاهراتهاي ضد دولتي به دنبال اتهامات مبني بر تقلب در انتخابات رياست جمهوري ايران, ”بسيج همه جا حضور دارد. در خيابانها, روزنامهها, تلويزيون.“...
بسياري از ايرانيها گمان ميكنند كه يك عضو بسيج ندا آقا سلطان را به قتل رساند...
آرش حجازي, دكتر ايراني كه تلاش كرد جان خانم آقا سلطان را نجات بدهد, هفته گذشته به بي.بي.سي گفت كه او در صحنه حضور داشت و معترضين يك عضو بسيجي را سوار بر موتوري در همان نزديكي مشاهده كردند كه فرياد ميكشيد, ”من نميخواستم او را بكشم.“
آژانسهاي واير گزارش كردند, دكتر حجازي گفت كه معترضين از تير انداز عكس گرفتند و كارتهاي شناسايي وي را برداشتند اما گذاشتند برود...
براي بسياري از ايرانيها, بسيج از بعد از جنگ به پليس اخلاقي غير رسمي ايران تبديل شده است و مسئوليت اجراي قوانين لباس اسلامي, سؤال از افراد در مورد وضع تاهل آنها و حمله به جشنهاي مختلط را بر عهده دارد.
آنها در گذشته همچنين براي سركوب اعتراضها, از جمله دانشجويان و طرفداران حقوق زنان بكار گرفته شدهاند...
يك دليل ديگر هم وجود دارد كه چرا ايرانيان جوان عضو بسيج ميشوند: پول.
يك عضو اين گروه در يك ايميل كه در دسترس تايمز قرار گرفت گفت, ”ما روزانه توسط دولت 200,000 تومان (حدود 200دلار) دريافت ميكنيم. به ما دستور داده ميشود كه به خيابانها بريزيم و همه و هر كسي كه بيرون است را بزنيم تا اينكه ديگر نتوانند بلند شوند. به ما ناهار و شام و يك اتاق براي استراحت در اماكن پنهان داده ميشود.“
اين عضو بسيج, كه خواست نامش فاش نشود تا از مجازات دولت اجتناب كند, ادعاهاي معمول ايرانيها در روزهاي اخير را تكرار كرد مبني بر اينكه اعضاي گروههاي شبهنظامي عرب تحت حمايت ايران نيز عليه تظاهر كنندگان بكار گرفته شدهاند.
اين عضو بسيج گفت, ”ما تنها نيستيم. عربهايي هم در ميان ما هستند, اما آنها بيش از ما حقوق دريافت ميكنند. آنها در هتلها جاي داده شدهاند و سلاحهاي متفاوتي نسبت به ما دارند.“...
آژانس خبري رسمي جمهوري اسلامي ارزيابي كرده است كه بسيج 12,5 ميليون عضو دارد, كه 5 ميليون تن از آنها را زنان تشكيل ميدهند.
اما تحقيق 2005 مركز مطالعات استراتژيك و بينالمللي در واشنگتن گفت كه 90,000 عضو حرفهيي و 300,000 عضو ذخيره وجود دارد و صدها هزار تن براي بسيج در مواقع اضطراري مانند زمين لرزه يا ساير فجايع طبيعي در دسترس هستند...
يك شاخص كليدي براي اينكه آيا ايرانيان طرفدار دموكراسي پيروز خواهند شد يا خير, ميتواند اين باشد كه آيا تعداد زيادي از بسيجيها از سركوب تظاهر كنندگان خودداري ميكنند يا به آن ادامه ميدهند. تا اين لحظه به نظر نميرسد چنين چيزي در حال وقوع باشد.
”محمد مصطفايي، وکيل دادگستري، دستگير شده است“
به گزارش اين سازمان، آقاي مصطفايي حدود چهار روز است که در بازداشت به سر مي برد و فقط توانسته است دو بار با خانواده اش تماس بگيرد.
آقاي مصطفايي در وبلاگش مطالبي در مورد اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري و دستگيري فعالان اجتماعي و معترضان نوشته بود.
بيشتر بخوانيد:
در خواست از سه نهاد بينالمللي براي رسيدگي به حوادث پس از انتخابات
آقاي مصطفايي بيانيه جمعي از وکلا در مورد دستگيري فتاح سلطاني، وکيل دادگستري و از فعالان حقوق بشر را نيز در وبلاگش منتشر کرد.
در اين بيانيه آمده بود: ”ما وكلاي دادگستري نحوه دستگيري و بازداشت عبدالفتاح سلطاني را نقض صريح و آشكار قانون اساسي و مقررات قانون آيين دادرسي كيفري ميدانيم و ضمن تأكيد بر رعايت اصول حقوقي از دولت ايران ميخواهيم با احترام به اين اصول به نقض مكرر حقوق شهروندان پايان دهد و نيز ضمن اعتراض به بازداشت گسترده فعالان اجتماعي و سياسي ازمقامات مسئول ميخواهيم فورا و بدون فوت وقت نسبت به آزادي كليه بازداشت شدگان اقدام نمايد.“
”کنکوري هاي در بند“، تيتر آخرين نوشته آقاي مصطفايي است. وي در اين نوشته مي نويسد: ”در حوادث چند روز اخير گويا چندين نفر از کنکوري ها هم دستگير شده اند. امروز پدر يکي از بازداشت شدگان که چند روز گذشته در محله خود توسط پليس دستگير شد به دفتر من آمد. خيلي نگران و مصطرب بود. مي گفت که فرزندش 18 سال بيشتر نداشته و براي اولين بار بود که پاي صندوق راي رفت و در انتخابات شرکت کرد. اين جوان دستگير شده، به گفته پدرش مدت يک سال است که در حال مطالعه و درس خواندن بود.“
به گفته بيانيه اي که از سوي ” نوجوانان را اعدام نکنيد “ صادر شده، آقاي مصطفايي وکالت بيش از 25 متهم را به عهده دارد که همگي به دليل جرايمي که پيش از رسيدن به سن قانوني مرتکب شده اند، در خطر اعدام قرار دارند.
سازمان ” نوجوانان را اعدام نکنيد “ خواستار آزادي محمد مصطفايي شده است.
فدراسيون بينالمللي حقوق بشر، يکي از بزرگترين سازمانهاي حقوق بشري روز يکشنبه اعلام کرد که از زمان آغاز سرکوب معترضين به نتيجه انتخابات ايران بيش از دو هزار نفر دستگير و صدها نفر ديگر ناپديد شدهاند.
نيويورك تايمز28 ژوئن 2009- بقلم ديويد سنگر- وقتي كه در تظاهراتهاي خيابانهاي تهران فرياد مرگ بر آمريكا به صداي عجيب مرگ بر ديكتاتور تبديل مي شود يك وسو
درك كردن ايران: سركوبي
وقتيكه پرزيدنت اوباما در روز سه شنبه گفت, ” ما هنوز نمي دانيم اين مسائل به چه نتيجهيي مي رسد.” شايد اين بدينصورت باشد يا نباشد. ولي در درون شوراي امنيت ملي آقاي اوباما و در اطراف جهان چنين سؤالاتي مورد پرسش قرار مي گيرد: آيا متوسل شدن به سركوب عريان عمل خواهد كرد؟ و يا با عريض كردن شكاف سياسي عظيمي كه اين انتخابات به نمايش گذاشته است باعث نتيجه معكوس خواهد شد؟
تاريخ سركوبي براي نجات رژيمها- يا حداقل نجات رهبرانشان- طولاني است. و هر موردي متفاوت است: برخي از رژيمها در مواجهه با فشار مردمي شكننده اند در حاليكه برخي ديگر در پذيرش آن انعطاف دارند, برخي مي توانند از ناسيوناليزم بعنوان كارت برنده شان استفاده كنند در حاليكه برخي ديگر اين برايشان يك پاشنه آشيل است. و اگر برخي از رژيمها يك رژيم استبدادي ساده هستند, ساختار سيستم سياسي ايران بطور خاص پيچيده و مبهم است.
كماكان يك نقطه مشترك بديهي است: اين نيروهاي امنيتي است كه درنهايت سرنوشت يك رژيم به آن منوط مي باشد. اگر آنها تصميم بگيرند كه بهترين منافعشان در قدرتي است كه در حال حفاظت آن مي باشند, آنها به آن قدرت مي چسبند. و اگر آنها تصميم بگيرند كه احتمال بيشتر موفقيتشان تحت رهبري جديد باشد, قدرت مي تواند به سرعت يك دادگاه نمايشي سقوط كند…
مخالف ايراني شكنجه هايي كه دوستان اكنون در تهران متحمل ميشوند را به ياد ميآورد
| آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۴/۹ | |
![]() | |
| شكنجه جوانان | |
| ديلي تلگراف, 28ژوئن 2009 - به قلم آنگوس مكدووال (Angus McDowall) - صدها معترض در 2 هفته گذشته به زندانهاي ايران انداخته شدهاند, از جمله زندان مخوف اوين. كيانوش سنجري, 26 ساله, بر اثر تجارب دردناكي ميداند احتمالا چه بر سر آنها ميآيد. او كه كنون يك فعال حقوق بشر و وبلاگ نويس در واشنگتن است, در سال 2005, بعد از انتخاب دور اول محمود احمدينژاد, در خيابانهاي شهر زادگاه خود تهران بود و اعتراض ميكرد. او توسط نيروهاي امنيتي دستگير شد, و آنچه سپس اتفاق افتاد آزمايشي بود از ترس و درد - - امري كه آقاي سنجري ميداند بسياري از دوستان وي هم اكنون متحمل آن هستند. ”بسيج و پليس ضد شورش, تا اتوبوس يك تونل انساني تشكيل داده بودند و همه دستگير شدگان مجبور بودند از آن عبور كنند. آنها در تمام مسير با مشت و لگد و باتون مورد ضرب و شتم قرار ميگرفتند. من آنقدر شديد ضربه خوردم كه غش كردم. دستهايم از پشت با دستبنهاي پلاستيكي آنقدر سفت بسته شده بود كه به شدت درد ميكرد. ما حدوداً 50 نفر در آن اتوبوس بوديم و برخي حتماً به شدت مجروح شده بودند چرا كه خون روي كف [اتوبوس] جاري بود. به محض رسيدن به بزرگراه كامران, فهميديم كه داريم به اوين ميرويم.... فردي كه مشخصات من را ميپرسيد من را از گذشتهام در اوين به ياد آورد, بنا بر اين از سايرين جدا شدم و من را به بند 209 بردند تا به زندانيان سياسي ملحق شوم. اين بند در كنار بند 350 قرار دارد, جايي كه زندانيان جاسوس را ميبردند... يك چيز را بيش از همه به ياد دارم: فريادها و دردها از اتاقهاي بازجويي. اين اتاقها آن طرف راهروي سلول من قرار داشت - - و تنها با يك ديوار جدا شده بود.... پس از انتخاب احمدينژاد در ژوئن 2005, بازجوييها به شدت بدتر شدند. دليل آن هم محسن اژهاي, وزير اطلاعات جديد بود. بازجوها بيشتر به اين علاقه داشتند كه آيا من رسانههاي فارسي زبان در غرب را تامين ميكنم يا خير, و من اين كار را ميكردم. آنها همچنين به روابط من با ساير فعالين و سازمانها مانند عفو بينالملل علاقه داشتند... مقامات نسبت به شكنجه فيزيكي هوشيار شده بودند چرا كه به هنگام آزادي افراد رد آنها باقي ميماند. بنا بر اين آنها از شيوههاي رواني استفاده ميكردند: چيزي كه ما آن را ”شكنجه سفيد“ ميناميديم. آنها شما را به مدت يك ماه در سلولهاي انفرادي نگه ميداشتند. آنها در اين مدت چيزهايي را سر هم ميكردند. به شما ميگفتند كه مادرتان بسيار بيمار است يا اينكه دوستانتان به مسائلي در مورد شما اعتراف كردهاند. آنها به سواستفاده جنسي از شما تهديد ميكردند و براي مدت زيادي از صداهاي بلند استفاده ميكردند. آنها بطور ناگهاني در تنها يك روز چندين بار از شما بازجويي ميكردند. متاسفانه وضعيت الان بسيار بد است. من شنيدهام كه مردم در زندان كهريزك شكنجه ميشوند تا در تلويزيون اعتراف كنند. آنها سعي ميكنند اينطور وانمود كنند كه اعتراضها توسط غرب هماهنگ ميشوند.“ | |
تهديد و وحشيگري ماموران سركوبگر انتظامي در خيابانهاي وليعصر
تجمع مادران بازداشت شدگان و شهداي روزهاي اخير در مقابل حسينيه ارشاد
ایوالفضل فاتح ذره ای در مواضع سیاسی ام تجدید نظر نمی کنم
ذره ای در مواضع سیاسی ام تجدید نظر نمی کنم
به گزارش قلم نیوز، ابوالفضل فاتح مسئول کمیته اطلاع رسانی و تبلیغات ستاد مهندس موسوی گفت : این روزها رسانه هایی که دروغ رزق دائم شان است و ادعای اصول گرایی شان گوش فلک را کر کرده است همراه با اتهامات ناروا مطالب کذبی را به اینجانب نسبت داده اند.
همین گونه کسانی از قول من خاطرات جدیدی را منتشر نموده اند.
بدین وسیله به عموم مخاطبان عزیز اعلام می دارد مواضع اینجانب صرفا از طریق سایت قلم منتشر می شود.
همین جا با صدای بلند اعلام می کنم به گذشته خود در این انتخابات افتخار می کنم.
زهی خیال باطل که کسانی تصور کنند امثال من به دلیل محدودیتهایی نظیر ممنوع الخروج شدن ذره ای دچار تزلزل شده یا در مواضع سیاسی امان تجدید نظر کنیم.
یادآور می شود امروز روزنامه جوان مطلب کذبی را به ابوالفضل فاتح نسبت داده بود.






